این روزها
...این روزها که می گذرد
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک نرمنرمک میرسد اینک بهار خوش بهحالِ روزگار !
خوش بهحالِ چشمهها و دشتها خوش بهحالِ جام لبریز از شراب ای دلِ من گرچه در این روزگار گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ فریدون مشیری
شاخههای شسته، بارانخورده پاک
آسمانِ آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس، رفص باد
نغمۀ شوق پرستوهای شاد
خلوتِ گرم کبوترهای مست
خوش بهحالِ دانهها و سبزهها
خوش بهحالِ غنچههای نیمهباز
خوش بهحالِ دختر میخک که میخندد به ناز
خوش بهحالِ آفتاب
جامۀ رنگین نمیپوشی به کام
بادۀ رنگین نمیبینی به جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن میکه میباید تُهیست
ای دریغ از تو اگر چون گُل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامینگیریم از بهار
هفترنگش میشود هفتاد رنگ
از مجموعۀ «ابر و کوچه»
| Design By : Night Skin |


